اين مقاله قصد دارد به طور بسيار مختصر گوشه يي از اقدامات صورت گرفته توسط ايرانيان را تنها و تنها درباره «رفاه و تامين اجتماعي» در دوره هخامنشيان مورد بحث و بررسي قرار دهد و معلوم کند که مردم ايران و حکومت هاي ايراني که در چند هزار سال پيش و مخصوصاً عصر هخامنشيان مي زيستند مردماني بسيار متمدن و کشور ايران سرزمين توسعه يافته يي بوده است. ايرانيان آن روزگار انسان هاي بي تفاوتي نبودند و همواره در جهت توسعه و رفاه نوع بشر به خصوص ملت ايران گام هاي بسيار اساسي برداشته اند و اقدامات فراوان و گوناگوني درباره «رفاه و تامين اجتماعي» به عمل آورده اند که تا مدت ها بعد از آنان وجود داشته و اثر آنها را هم اکنون نيز در لايه هاي زيرين آداب و رسوم خود درمي يابيم که به نام رفاه و تامين اجتماعي سنتي است و به جرات و با قاطعيت مي توان گفت زماني که بسياري از مردم دنيا در زندگي بسيار سختي به سر مي بردند نياکان بزرگوار ما در جهت رفاه و تامين اجتماعي نوع بشر گام هاي بسيار ارزشمندي برداشته اند که نمونه آن، «لوح حقوق بشر» کوروش کبير است.
اگر رفاه و تامين اجتماعي را مجموعه يي از قوانين و مقررات، برنامه ها، خدمات اجتماعي، اقدامات عمراني، کمک هاي اجتماعي، ارائه خدمات رايگان به نيازمندان، خدمات بهداشتي، گسترش آموزش و پرورش، اعطاي معاش دوران بيکاري، تامين نيازهاي سالمندان، ناتوانان، تهي دستان، حمايت از مادران و کودکان، زناني بي سرپرست، پرداخت مزد عادلانه به کارگران و کارمندان زن و مرد، بيمه و بيمه بيکاري و از کارافتادگي، کاهش فقر، کمک به معلولان، برقراري عدالت و قضاوت عادلانه و ايجاد امنيت و نظام اداري و کشوري عادلانه و همچنين مقابله با آثار و نتايج چهار نوع رنج اجتماعي مشترک بشر يعني بيکاري، بيماري، بي چيزي و فقر و ناتواني و ضعف است در نظر بگيريم که موضوع اصلي رفاه و تامين اجتماعي است (زيرا مراد از تامين اجتماعي برنامه هاي رفاهي است که به طور کلي به منظور مخاطرات در زندگي و حمايت از افراد جامعه صورت مي گيرد) و از ويژگي هاي «دولت رفاه» است، بايد به جرات بگوييم که در عصر هخامنشيان تا حد بسيار زيادي و در مقايسه با وضعيت امروزي کشور خودمان و بسياري از کشورهاي جهان به خوبي وجود داشته و کاملاً اجرا مي شده است.
کوروش کبير نه تنها در زمينه رفاه و تامين اجتماعي ايران بلکه مردم سرزمين هاي ديگري که به تصرف او درمي آمد، کوشش فراوان به عمل آورد تا به گسترش عدالت، کردارنيک و انديشه نيک، صلح و آرامش، رفع بردگي، آزادي ديني، دادخواهي، جلوگيري از اندوه و غم در ممالک محرومه، جلوگيري از خشونت و بدکرداري، دخالت نابجا در زندگي مردم، دست درازي به اموال ديگران، آبادي خانه هاي ويران، سازندگي و غيره بپردازد.
کوروش، برخلاف بسياري از فرمانروايان پيشين و زمان خود چون «آشور باني پال» و ديگران که پس از غلبه در جنگ ها بر قوم مغلوب، شديدترين مجازات را اعمال مي کردند، طبق شهادت تاريخ و لوح استوانه يي موجود در موزه، از قتل و غارت اجتناب مي کرد و به عمران و آبادي سرزمين آنها مي پرداخت.
چنانکه يهوديان بابل که در شديدترين وضعيت در «بابل» به بيگاري گرفته مي شدند، توسط سپاه ايران و به دستور کوروش آزاد شدند و کوروش کبير با بودجه ايران و از محل غنائم «بابل» دستور بازسازي معابد و خانه هاي ويران شده يهوديان را صادر کرد و آن قوم را از تيره روزي چندين ساله نجات داد. به همين جهت است که يهوديان دنيا، هنوز پس از اين همه سال در سرتاسر دنيا، روز آزادي بابل و نيز روز تولد کوروش کبير را جشن مي گيرند.
اين در حالي است که در همان روزگار «آشور باني پال» با سرافرازي، رفتار دژخيمانه خود را چنين ثبت کرده است که «من در مدت يک ماه و يک روز، خوزيان و بابل را از آبادي تهي ساختم. من به دست خويش سه هزار جنگجو را از دم تيغ گذراندم و برخي را به کام آتش سپردم، چشمان بسياري را درآوردم و پس از همه اين کارها، شهرها را آتش زدم و همه چيز را به آتش و خون کشيدم.»
کوروش بزرگ چنين مي گويد؛ «چون به بابل درآمدم، به شادي و خوشي در کاخ شاهان نشيمن کردم «مîردïوک» خداي بزرگ بابل، مردمان آزاده بابل را به سوي من گرداند و من هر روز به پرستش او روي آوردم، سربازان بي شمار من به آرامش به بابل درآمدند. در برابر «سومر» و «آکد» رفتار دژخيمانه اجازه ندادم، يوغ ننگين را از آنها برداشتم، خانه هاي فروافتاده شان را از نو ساختم و ويرانه ها را پاک کردم، «مردوک» خداي بزرگ از کارهاي نيکم شاد شد و از روي مهر، مرا آفرين گفت، مرا کوروش، شاهي که او را پرستش مي کند ناميد و کمبوجيه پسرم و همه سربازانم و ما، بي ريا و با شادي خداوندگاري اش را ستوديم.
ارتش بزرگ من به صلح و آرامي وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاري به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد.
من براي صلح کوشيدم. «نبونيد» مردم درمانده بابل را به بردگي کشيده بود کاري که در شأن آنان نبود. من برده داري را برانداختم. به بدبختي هاي آنان پايان بخشيدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خداي خود آزاد باشند و آنان را نياز دارند.
کوروش در اين اعلاميه و ديگر کتيبه هايي که از او به جا مانده ضمن تاکيد شديد بر رفاه و تامين اجتماعي مردم از تمام جهات بر پرستش اهورامزدا و خداوند بزرگ تاکيد مي کند و به دستور او در تمامي قلمرو هخامنشيان تمامي پيروان اديان مختلف در پرستش و عبادت آزاد شدند؛ امري که امروزه همه ما به خوبي آگاهيم در بعضي از کشورهاي دنيا براي پيروان اديان مختلف آرزويي دست نيافتني است.
بسياري فکر مي کنند آزادي ديني و اجتماعي مربوط به بعد از انقلاب فرانسه است در حالي که در ايران زمان هخامنشيان شاهد آن هستيم و در مدت دويست سال از حکومت اين سلسله به جرات مي توان گفت مردم در قلمرو و پادشاهي هخامنشي نسبت به مردم هم عصر خود با آسايش و رفاه آزادي بسيار زيادتر و غيرقابل قياس زيستند که از شاخص هاي عمده رفاه و تامين اجتماعي يا دولت رفاه به شمار مي روند. زيرا از وظايف اصلي و اساسي دولت رفاه آن است که در جهت گسترش تامين و رفاه اجتماعي هر چه بيشتر تلاش کند.
مخالفت با برده داري نيز در زماني که در تمامي دنيا حتي کشورهاي متمدني چون يونان که مهد دموکراسي خوانده مي شود، امري رايج بوده، ايرانيان در ۲۵۰۰ سال پيش لغو بهره برداري را تصويب کردند و بسياري از مردم ممالک تحت الحمايه ايران را از چنين بدبختي نجات دادند و برابري کاملي بين تمام مردم ايران زمين به وجود آوردند.
در حالي که در ايران دوره هخامنشي برابري کاملي که بسياري از اديان بر آن تاکيد مي کنند اولين بار به صورت مکتوب در اعلاميه کوروش آمده است و سربازاني که توسط سپاه ايران اسير مي شدند اگر به ايران تبعيد مي شدند، اين آزادي را داشتند تا با آموزش علم به کودکان و جوانان ايراني آزاد شوند. بودند اسيراني که در ايران عصر هخامنشيان به بالاترين مقامات لشکري و اداري رسيدند.
در زمينه کسب دانش و فنون و حرفه هاي گوناگون و بالابردن سطح توليدات و تامين هر چه بيشتر نيازمندي هاي غذايي و وسايل لازم و مورد احتياج هخامنشيان اقدامات بسيار اساسي انجام دادند به حدي که آموختن فنون حرفه يي به اندازه يي اهميت يافت که بعدها، حتي آنان که در رفاه بودند و بدان نيازي نداشتند آن را فرا مي گرفتند.
در زمينه ايجاد راه هاي ارتباطي، پست، ارتباطات و مخابرات همان گونه که در تمدن جديد راه، تلفن، تلگراف، راديو، تلويزيون و غيره و همچنين کتاب، مجله و روزنامه از عوامل ارتباط جمعي و رفاه اجتماعي است و وسيله يي است که باعث آشنايي و نزديکي (ذهني، علمي، فرهنگي، اقتصادي) ميان افراد يا يک قوم و جامعه با اقوام و جوامع ديگر است در دوره هخامنشي نيز تا آنجا که در توانايي و گنجايش علم و صنعت آن دوران بوده توجه خاص شده و نياکان ما در حد امکان براي بالا بردن سطح دانش و خواست هاي اجتماعي و تبادل فرهنگي، اقتصادي و… با همسايگان خود کوشش کرده اند.
به همين سبب است که پست و چاپار و تلگراف را بنياد نهادند. هرودوت مي نويسد؛ «مخترع پست و چاپار، ايرانيان دوره هخامنشي هستند و هيچ انساني به سرعت قاصدهاي پارسي نمي تواند مسافرت کند.»
در زمينه اقدامات عمراني، هخامنشيان اقدامات بسيار مهمي انجام دادند. آنها در سدسازي مخزن هاي آب، کاريز، ترعه ها، جاده ها و پل ها و… اقدامات زيادي کردند. گسترش کشاورزي و انتقال دانه ها و قلمه هاي گياهان مختلف از ناحيه يي به ناحيه ديگر از فعاليت هاي آنها بود. از هيات هاي پژوهشي و اکتشافي که به زمين ها و درياهاي دور فرستادند مانند ماموريت فرستادن نجيب زاده ايراني براي اکتشاف سواحل آفريقا به دستور خشايار که از جبل الطارق گذشته و کناره هاي قاره آفريقا هم در تاريخ صحبت به ميان آمده است.
مثلاً در ناحيه هرات درياچه يي براي کمک به کشاورزان کندند. کشت پسته و نوعي ازمو را در شام، کشت کنجد را در مصر، کشت برنج را در ميان رودان(بين النهرين) و کشت نوعي گردو را دريونان معمول داشتند.
در هزار و سيصد سال پيش از آنکه آبراه سوتر ميان درياي سرخ و درياي مديترانه ساخته شود به دستور داريوش با کندن تراعه يي بزرگ که عبور آن چهار روز طول مي کشيد رود نيل را به درياي سرخ متصل کردند و آرزوي فراعنه مصر در کندن چنين تراعه يي را برآورده ساختند. سنگ نبشته يي که در نزديکي ترعه سوئز پيدا شده داريوش شاه گويد.
« من يک پارسي هستم
از پارس مصر را گشودم
فرمان دادم اين کانال را بکنند
از رودخانه يي به نام نيل که در مصر جاري است
تا دريايي که از پارس مي رود
پس از آن اين کانال کنده شد
چنانکه فرمان دادم
و کشتي ها از مصر، از ميان اين کانال به سوي پارس روانه شدندچنانکه خواست من بود».
همچنين داريوش بزرگ هيأتي را مامور کرد تا مسير رود سند را بررسي کرده تا از راه اقيانوس هند و درياي احمر به ايران برگرداند. پيرو اين اقدام که به گفته «هرودوت» ۳۰ ماه طول کشيد چند بندر و يک راه دريايي براي تسهيل روابط بين هندوستان و بخش هاي باختري شاهنشاهي و درياي مديترانه برقرار شد.
ازجمله اقدامات ديگر هخامنشيان مي توان به توسعه قنات سازي در ايران اشاره کرد که نخستين بار توسط کوروش و سپس توسط ديگران به صورت گسترده تري ادامه يافت. «پوليوس» در کتاب تاريخ خود مي نويسد؛ پارسيان آن هنگام که ارباب آسيا بودند، حق بهره برداري از زمين را براي پنج نسل به کساني اعطا مي کردند که آب چشمه را به مناطقي که پيش از آن آبياري نمي شد، ببرند.
داريوش در وصيتنامه اش به خشايارشاه در مورد اقداماتش مي گويد؛ ده سال است که من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را که از سنگ ساخته مي شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شوند، حشرات در آن به وجود نمي آيند و غله در اين انبارها چند سال مي ماند. بدون اينکه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن اين انبارها ادامه بدهي تا اين که همواره آذوقه دو يا سه سال کشور موجود باشد و هر سال بعد از اينکه غله جديد به دست آمد، از غله موجود در انبارها براي تأمين کسري خواربار از آن استفاده کن و غله جديد را بعد از آنکه «بوجاري» شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو هرگز براي آذوقه در اين مملکت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشک مي شود.
هرگز دوستان و نديمان خود را به کارهاي مملکتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو کافي است. چون اگر دوستان و نديمان خود را به کارهاي مملکتي بگماري و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع کنند نخواهي توانست آنها را به مجازات برساني، چون دوست هستند و تو ناچاري رعايت دوستي بنمايي.
کانالي که من بين شط نيل و درياي سرخ به وجود آوردم، از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد. اما مواظب باش که عوارض عبور کشتي ها از آن کانال نبايد آنقدر سنگين باشد که ناخدايان کشتي ها، ترجيح بدهند که از آن عبور نکنند. اکنون سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اينکه در اين قلمرو، نظم و امنيت برقرار کنند ولي فرصت نکردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين کار را به انجام برساني.
مدت زمان کارکرد روزانه کارگران ۸ ساعت و در تابستان ۱۰ ساعت بوده است.
کارگران به صورت رسمي در ماه يک «دريک طلا» دستمزد و استادکاران ۵ يا ۶ برابر آن در ماه دريافت مي کرده اند. از آنجا که هر کارگر يا استاد نمي توانست تا آخر عمر کار کند يک هشتم حقوق هر فرد در صندوق جداگانه زيرنظر خزانه دار پس انداز مي شد تا در هنگام از کارافتادگي به او يا خانواده او پرداخت مي شود. (بيمه از کارافتادگي امروزي) مزد کارگران در زمان هاي تعطيلي نيز محاسبه و پرداخت مي شد.»
در تخت جمشيد فقط مردان مشغول به کار نبودند بلکه در اموري همچون بافندگي، زنان و دختران هم حضور داشتند. در بيست و سه لوح و متن که از کاوش هاي به دست آمده به گروه هاي زنان اشاره شده معلوم مي شود که زنان پشم مي ريسيدند و انواع لباس و جامه تهيه مي کردند.
حقوق زن و مرد در اغلب اوقات برابر بوده است و زنان مي توانستند کار نيمه وقت انتخاب کنند تا از عهده وظايفي که در خانه به خاطر خانواده داشتند برآيند.
از نکات بسيار شگفت انگيزي که در مورد زنان و وضعيت آنان بايد اشاره کرد امور رفاهي فراوان و برابري زنان و مردان بوده است. زنان در عصر هخامنشي مي توانستند حتي به رياست گروه هاي کار انتخاب شوند و در هنگام زايمان از جيره بيشتري نسبت به مردان برخوردار بودند. پس از زايمان از مرخصي با حقوق و نيز هدايايي بهره مند مي شدند. آنها مي توانستند در هنگام کار در تخت جمشيد، کودکان خود را به «مهدکودک» بسپارند.
طبق شواهدي که موجود است خانواده ايراني در عصر هخامنشي به صورت عمدتاً تک همسري و خانواده گسترده بوده است.
نظام قضايي و رعايت عدالت که از ويژگي هاي رفاه و تأمين اجتماعي است در زمان هخامنشيان بسيار مدون و عادلانه بود. زيرا مجري قانون و دادگستري، مغان و پيشوايان مذهبي بودند که نزد ايرانيان از فرزانگان و دانشمندان به شمار مي رفتند.
رشوه دادن از گناهان بزرگ و مجازات آن اعدام بود. کمبوجيه دستور داد پوست قاضي اسدي را کندند و بر کرسي قضاوت وي کشيدند و فرزندش را بر آن تحت نشاندند تا پيوسته هنگام قضاوت سرگذشت پدر را به خاطر داشته باشد و از راه درست منحرف نشود.
اگر کسي در محکمه محلي نمي توانست به حق خود برسد، مي توانست به شاه رجوع کند.
داريوش در يکي از کتيبه هاي خود مي نويسد؛
«به خواست اهورا مزدا من چنانم که راستي را دوست دارم
بدي را دوست نيستم چون مرا خشم مسلط شود با اراده سخت نگاه مي دارم
برخويشتن سخت فرمان روا هستم.»
در جاي ديگر مي نويسد؛
«از دروغ رويگردانم، دوست ندارم ناتواني از حق کشي در رنج باشد همچنين دوست ندارم که به حقوق توانا به سبب کارهاي ناتوان آسيب برسد آنچه را که درست است من آن را دوست دارم من بر خشم نيستم.»
داريوش مجموعه قوانيني تنظيم کرد که آن را «دستورات نظامات خوب» ناميد که تا دورترين نواحي کشور اجرا مي شد. چنانکه داريوش در کتيبه بيستون به آن اشاره مي کند کلمه «دات» که امروزه به قانون ترجمه شده است.
داريوش هخامنشي بازرسان سلطنتي را براي نخستين بار در تاريخ به وجود آورد. او اولين سازمان جاسوسي رسمي دنيا را جهت جلوگيري از فساد حکومتي و ستم به مردم و کنترل مرزها و امنيت داخلي به نام «چشم و گوش» شاه در هر ساتراپي به وجود آورد.
اين سازمان با توجه به اعتمادي که شاه به آنان داشت در تمام امور مملکتي اختيار نظارت غيرمحسوس داشت و همين امر موجب مي شد تا مامورين حکومتي و اشراف و توانمندان نتوانند بر مردم ستم کنند.
مبارزه داريوش با فساد و رشوه آنچنان شديد بود که تاثيرش تا سال ها بر نظام اداري ايران باقي ماند.
گمرک براي نخستين بار به معناي امروزي آن در تمام شهرهاي بزرگ ايران به دستور داريوش اول برپا شده بود و کليه کالاهايي که وارد يا خارج مي شدند مشمول اخراج مي شدند. پادشاهان هخامنشي جهت امور مملکتي از هياتي از مشاوران حکومتي استفاده مي کردند و در کنار آن در امور مالي و سياسي و… از خشتروبان نيز نظر مشورتي مي خواستند چنانکه پولياس در کتاب تاريخ خود در فصل يازدهم بند سه همين نکته را اشاره مي کند و بيان مي کند که؛ داريوش نخستين کسي است که ميزان خراج پرداختي اقوام خود را تعيين کرد و در تعيين ميزان آن از نظر استانداران استفاده کرد و ميزان خراج را پس از مشورت به نصف کاهش داد.
همچنين جهت بايگاني اسناد خزانه مرکزي تاسيس شد و اسناد چندين دهه در يک تالار بزرگ در تخت جمشيد بايگاني مي شد.
از اين رو دوران حکومت هخامنشيان بدون شک يکي از درخشان ترين دوراني بوده است که مردم به چشم ديده اند حکومتي که در جهت توسعه و رفاه مردم اين سرزمين تلاش فراواني از خود بروز دادند و صفحات درخشاني را از خود به يادگار گذاردند. ايرانيان باستان در عصر هخامنشي با فرهنگ و تمدن درخشان خود که گنجينه عظيمي از هنر، انديشه، اخلاق، فرزانگي، آداب و رسوم و سنن است همواره با اقدامات موثر و گوناگوني که در جهت رفاه و تامين اجتماعي مردم اين سرزمين به عمل آوردند، کوشيدند تا اين مهم و حياتي را در ميان مردم به بهترين نحو به اجرا درآورند زيرا دريافته بودند که به زيستن سر بقا و توسعه جامعه و کشور به سوي تعالي است و تا اين مهم حاصل نيايد جامعه توسعه نمي يابد و حکومت دوام نمي آورد.
بدين منظور آنان با استفاده از تمام عوامل ممکن که شرح آنها گذشت تلاش کردند تا حداکثر رفاه و بهزيستي و امنيت اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي و… را در جامعه به وجود آورند.
علاوه بر آن کوشيدند تا فرد ايراني را چنان پرورش دهند که براي جامعه عضو مفيد و سودمندي باشد و وظايف خود را در قبال ميهن به انجام برساند و با عادت دادن کودکان و جوانان به کارهاي دسته جمعي حس همکاري و جوانمردي را در ايشان ايجاد کرده که در انجام وظايف اجتماعي و حفظ حقوق خود و ديگران کوشا باشند، از قوانين جمعي پيروي کنند آن را محترم دارند و گذشته از آن از انديشه و کردار نکوهيده در امان باشند. زيرا مي دانستند که «دل تهي بدي جويد و دست تهي به گناه گرايد»
از اين رو برماست که ميراث فرهنگي و بزرگان گذشته را مقدس و محترم شماريم بدين وسيله از خودبيگانگي و فرار مغزها در جامعه جلوگيري کنيم.

هرگز از مرگ نهراسیده ام
اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود.
هراس من ـ باری ـ همه از مردن در سرزمینی ست
که مزد گورکن
از بهای آزادی آدمی
افزون باشد.
جستن
یافتن
و آن گاه
به اختیار برگزیدن
و از خویشتن خویش
بارویی پی افکندن
اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم.
احمد شاملو

